الفيض الكاشاني
760
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
نوجوانان چون به ياد نرگسش نوشيد مى * اوّل هر جرعهاى ياد من شيدا كنيد در شب زلف نگار دلفريبى گشت گم * بهر من روزى دل گمگشته « 1 » را پيدا كنيد از پى نظارهء ديوانگان دادند عقل * در گذشتن اى پرىرويان سرى بالا كنيد از دل پرغصّهء ما تا گرهها وا شود * خوبرويان يكبهيك بند قباها وا كنيد دل به تنگ آمد مرا از نام و ننگ عاقلان * ياريى مستان « 2 » مرا در عاشقى رسوا كنيد فيض مىخواهد كه با مستان كند هم مشربى * بر در ميخانه آمد بهر او در وا كنيد ( 314 ) عشق « 3 » تن در بلاى عشق دهم هر چه باد باد * سر در قفاى عشق دهم هر چه باد باد كاهى دل شكستهء من عشق كهربا * اين كه به كهربا بدهم هر چه باد باد چون در هواى او تن من ذره ذره رفت * جان هم به مهر دوست دهم هر چه باد باد خود را به او سپارم و تسليم وى شوم * چون عشق گشت پادشهم هر چه باد باد از جذب شور عشق به يك حمله از دو كون * اندر فضاى دوست جهم هر چه باد باد در عشق دوست چون قدمم استوار شد * * سر در رهش به باد دهم هر چه باد باد « 4 » دل بر كنم چو فيض ز بود و نبود خويش * از ننگ اين وجود رهم هر چه باد باد ( 315 ) عشق « 5 » هر كجا داغ و درد و غم باشد * كاش بر جان من رقم باشد نو بنو مرهميست بر دل ريش * درد و داغى كه دم به دم باشد ز آتش عشقم ار بسوزد جان * يا شود شعله دل چه غم باشد خام افسرده را چو بايد پخت * آتش عشق مغتنم باشد
--> ( 1 ) - چ پ ، چ ش : گمگشتهاى . ( 2 ) - چ ش : يار بىمستان . ( 3 ) - عنوان از اصلى . ( 4 ) - چ پ : فاقد بيت . ( 5 ) - عنوان از اصلى و در همه نسخهها برابر .